مرتضى راوندى
194
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ويل دورانت با توجه به اين ضرب المثل مصرى كه « همهء عالم از زمان مىترسند ولى خود زمان از اهرام ترس دارند . » مىنويسد كه : از ارتفاع هرم خوفو ( خئوپس ) با گذشت زمان 6 متر كاسته شده و تمام پوشش مرمرين آن از بينرفته ، همينطور به ساير اهرام مصر كمابيش آثار تسلط زمان مشهود است . شايد هيچ كشورى به اندازهء مصر به خود شاه نديده است . يكى از شاهان اين سرزمين در دورهء سلطنت ميانه به فرزند خود دستورهايى مىدهد كه براى نشان دادن سطح فكر و طرز حكومت آن ايام نقل پارهاى از آنها خالى از فايده نيست : « بر تمام زيردستان خود سختى كن ؛ چه ، ملت به كسى اهميت مىدهد كه از او بترسد . هيچوقت به تنهايى به ايشان نزديك مشو ، دلت را از محبت يك برادر پر مساز و براى خود دوست مگير . در آن هنگام كه به خواب مىروى قلب خودت را پاسبان خود قرار بده ، چه هيچكس در روزهاى بدبختى دوستى ندارد . » در دورهء اين پادشاه وضع عمومى مردم بهبود يافت و ترعهاى ميان نيل و بحر احمر حفر گرديد . « 39 » وضع اقتصادى مهمترين فعاليت اقتصادى مصريان زراعت بود . هرودت كه در 450 ق . م . از اين سرزمين ديدن كرده وضع كشاورزى آنها را چنين توصيف مىكند : آنان ميوههاى زمين را با تحمل رنج كمترى به دست مىآورند ؛ چه ، آنان ناچار نيستند زمين را خيش كنند يا بيل بزنند يا هرنوع كارى كه ديگران براى به دست آوردن محصولى از دانه مىكنند ، انجام دهند ؛ و اين از آنجهت است كه وقتى آب نيل زياد مىشود ، زمينهاى آنان را آبيارى مىكند و چون آب آن پس مىنشيند هركس بر زمين خود دانه مىافشاند و خوكهاى خود را در آن رها مىكند و چون اين خوكها با دست و پاى خويش دانهها را در زمين نشاندند ، وى منتظر مىماند تا هنگام درو برسد . آنگاه محصول را جمع مىكند . « اقتصاد مصر مبتنى بر كشاورزى و دامپرورى و تكنيك آن سخت ابتدايى بود . از كلنگ و خيش چوبى استفاده مىكردند . » « 40 » غلات ، ماهى و گوشت خوراك اصلى مردم را تشكيل مىداد ولى نبايد تصور كرد كه كشاورزان زندگى متوسطى داشتند ؛ چه هرجريبى از زمين مصر ملك فرعون بهشمار مىرفت . از برزگران مالياتهاى مختلف مىگرفتند . نويسندهء ظريفى در آن ايام وضع اين طبقه را چنين بيان مىكند : آيا در خيال خود مجسم ساختهاى كه چون ده يك غله را از كشاورزان بعنوان
--> ( 39 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين . ( 40 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 168 به بعد .